پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۵

شب ز شیون بلبل گوینده را آتش زدم

در دهان غنچه شکّر خنده را آتش زدم

کردم از سوز درون شرمنده دوزخ را و باز

ز آتش دل دوزخ شرمنده را آتش زدم

با نوازش‌های لطف او به بزم اشتیاق

انفعال سر به پیش افکنده را آتش زدم

در تمنّا گاه وصلش دست در آغوش شوق

مردنی کردم که جان زنده را آتش زدم

بود در دل ذوق خندیدن که کردم یاد او

در میان سینه و لب خنده را آتش زدم

سرو او از بندگی‌های دل ما عار داشت

سرو را آزاد کردم بنده را آتش زدم

تا شدم دست آزمای بخت بد فیّاض‌وار

خان و مان طالع فرخنده را آتش زدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۷خاک پای تو که در چشم تر انباشته بودم
  2. شمارهٔ ۵۵۸زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم
  3. شمارهٔ ۵۵۹بیرحمی بالای زبر دست تو نازم
  4. شمارهٔ ۵۶۰من مست محبّتم چه سازم
  5. شمارهٔ ۵۶۱به جان افزایم و خاک بدن در خاکدان ریزم
  6. شمارهٔ ۵۶۲ندید کشتِ‌ امل قطره‌ای ز جوی کسم
  7. شمارهٔ ۵۶۳گهی که نامه به سوی تو دلربا بنویسم
  8. شمارهٔ ۵۶۴خوش آن که دست به دست سبوی می‌باشم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.