پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۹

بیرحمی بالای زبر دست تو نازم

کافر دلی چشم سیه مست تو نازم

خون ریخته تا دامن صحرای قیامت

این زخم که بر من زده‌ای، دست تو نازم!

دوران چو تو یک ترک کماندار نداری

صیدی چو من انداخته‌ای، شست تو نازم!

با آنکه ز هم نگسلد آمد شد لطفی

آن چین به جبین ریزی پیوست تو نازم

فیّاض باین عجز شدی صید وی آخر

انداز بلندِ نظرِ پست تو نازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۱به جان افزایم و خاک بدن در خاکدان ریزم
  2. شمارهٔ ۵۶۲ندید کشتِ‌ امل قطره‌ای ز جوی کسم
  3. شمارهٔ ۵۶۳گهی که نامه به سوی تو دلربا بنویسم
  4. شمارهٔ ۵۶۴خوش آن که دست به دست سبوی می‌باشم
  5. شمارهٔ ۵۶۵مژه چو در نمِ اشک جگر فشار کشم
  6. شمارهٔ ۵۶۶کس چه داند آنچه من ز آن شوخ رعنا می‌کشم
  7. شمارهٔ ۵۶۷بغل بر هم نمی‌آید ز ذوق آن برو دوشم
  8. شمارهٔ ۵۶۸ز داغ لاله چشم آمد به داغم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.