پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۲

ندید کشتِ‌ امل قطره‌ای ز جوی کسم

به آب آینه رو شست چهرة هوسم

نسیم بوی گلی تازه بر مشامم زد

به احتیاط بگیرید رخنة قفسم

فغان که شیونم آخر به گوش کس نرسید

میان قافله گم گشت نالة جرسم

به دست کوتهم اندیشة بلندی هست

هوای جلوة عنقاست در پر مگسم

هزار مطلب سر بسته در دلم گر هست

ولی ز شرم طلب تنگ می‌شود نفسم

کلاه گوشة فقرم به فرق ارزانی

کزو به دولت جاید هست دسترسم

گذشت تیغ وی از ننگ خون من فیّاض

قبول شعله نگردید مشت خار و خسم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۴خوش آن که دست به دست سبوی می‌باشم
  2. شمارهٔ ۵۶۵مژه چو در نمِ اشک جگر فشار کشم
  3. شمارهٔ ۵۶۶کس چه داند آنچه من ز آن شوخ رعنا می‌کشم
  4. شمارهٔ ۵۶۷بغل بر هم نمی‌آید ز ذوق آن برو دوشم
  5. شمارهٔ ۵۶۸ز داغ لاله چشم آمد به داغم
  6. شمارهٔ ۵۶۹نه بهر آنکه عالم بر دلم تنگست می‌نالم
  7. شمارهٔ ۵۷۰هزاران منزلم طی گشت و من در اولین گامم
  8. شمارهٔ ۵۷۱ترا خاطر به سوی دشمن بدخوست میدانم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.