پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۷

خاک پای تو که در چشم تر انباشته بودم

سرمه‌ای بهر چنین روز نگه داشته بودم

گفتم از من نکشی دامن خود روز جدایی

شد غلط هر چه من از مهر تو پنداشته بودم

همچو آیینه مرا روز سیه در پی سر بود

دیده آن روز که بر روی تو بگماشته بودم

دفتر شرح پریشانی حال دل مهجور

نسخه‌ای بود که از زلف تو برداشته بودم

در پس مرگ مگر سبز شود بر سر خاکم

تخم امّید که در مزرع دل کاشته بودم

شد فزون آتش عشق توام از درد جدایی

داغ هرگز به سر داغ تو نگذاشته بودم

لشکر گریة خون در پی سر داشته فیّاض

علم آه که در سحن دل افراشته بودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۹بیرحمی بالای زبر دست تو نازم
  2. شمارهٔ ۵۶۰من مست محبّتم چه سازم
  3. شمارهٔ ۵۶۱به جان افزایم و خاک بدن در خاکدان ریزم
  4. شمارهٔ ۵۶۲ندید کشتِ‌ امل قطره‌ای ز جوی کسم
  5. شمارهٔ ۵۶۳گهی که نامه به سوی تو دلربا بنویسم
  6. شمارهٔ ۵۶۴خوش آن که دست به دست سبوی می‌باشم
  7. شمارهٔ ۵۶۵مژه چو در نمِ اشک جگر فشار کشم
  8. شمارهٔ ۵۶۶کس چه داند آنچه من ز آن شوخ رعنا می‌کشم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.