پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۹

کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم

بگو حرفی که تا چون خط به گرد آن دهان گردم

زبان بسته تا تقریر شرح بیقراری کرد

چو حرف شکوه می‌خواهم که بر گرد زبان گردم

تو چون سرو روان از پیش من رفتی و می‌خواهم

ز خجلت آب گردم تا به دنبالت روان گردم

درین دریای خون کز هیچ سوره بر کنارش نیست

دلی خواهم که چون گرداب دایم بر میان گردم

امیدم پیر شد در وعده‌گاه انتظار او

کجا شد وعدة دیگر که باز از نو جوان گردم

چنین نامهربانی‌ها که من دیدم عجب نبود

که با من مهربان گردد اگر نامهربان گردم

خیالی گشته‌ام در ناتوانی‌ها از آن ترسم

که ناگه از نظرگاه سر تیرت نهان گردم

به او رنگی ندارد گریة خونین من فیّاض

به پیش غم گر از هر تار مژگان خونفشان گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۱غلط کردم دلت را با ترحّم آشنا کردم
  2. شمارهٔ ۵۵۲به فریادی ترا سرگرم در بیداد خود کردم
  3. شمارهٔ ۵۵۳چسان گرم سخن با آن بت شیرین دهن گردم
  4. شمارهٔ ۵۵۴در ره او هر دو عالم را به یکدیگر زدم
  5. شمارهٔ ۵۵۵شب ز شیون بلبل گوینده را آتش زدم
  6. شمارهٔ ۵۵۶بلبل عشقم که چون با شوق دمساز آمدم
  7. شمارهٔ ۵۵۷خاک پای تو که در چشم تر انباشته بودم
  8. شمارهٔ ۵۵۸زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.