پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۰

بسی بگریستم کان شوخ را تندی ز خو بردم

ز سیل گریة بی‌اختیار آبی به جو بردم

به تحریک هزار اندیشه آه نارسایی را

ز سینه تا به لب آوردم و آخر فرو بردم

متاع دین و دنیا را نبود آن اعتبار آخر

برای خاک کویش تحفه، مشت آبرو بردم

شدم خواهی نخواهی عاقبت قربان ناز او

بسی برد از من او لیکن من این نوبت ازو بردم

نهادم عاقبت فیّاض بر دل بار بدنامی

به دوش خویش تا کوی ملامت این سبو بردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۲به فریادی ترا سرگرم در بیداد خود کردم
  2. شمارهٔ ۵۵۳چسان گرم سخن با آن بت شیرین دهن گردم
  3. شمارهٔ ۵۵۴در ره او هر دو عالم را به یکدیگر زدم
  4. شمارهٔ ۵۵۵شب ز شیون بلبل گوینده را آتش زدم
  5. شمارهٔ ۵۵۶بلبل عشقم که چون با شوق دمساز آمدم
  6. شمارهٔ ۵۵۷خاک پای تو که در چشم تر انباشته بودم
  7. شمارهٔ ۵۵۸زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم
  8. شمارهٔ ۵۵۹بیرحمی بالای زبر دست تو نازم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.