پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۲

به فریادی ترا سرگرم در بیداد خود کردم

به صد فریاد شکر طالع فریاد خود کردم

ز یاد خویش بودم رفته تا رفتم ز یاد تو

به هر جا رفته از یادی که دیدم، یاد خود کردم

به پای گمرهی بایست رفتن در ره شوقت

درین وادی رهی گم کردم و ارشاد خود کردم

مر امّید امداد کسان افکنده بود از پا

مدد از بیکسی‌ها جستم و امداد خود کردم

فراغت‌ها نصیبم بود در دام گرفتاری

عجب رحمی در آخر بر دل ناشاد خود کردم

غم همچشمی خسرو عجب ننگی‌ست عاشق را

چه خاکست اینکه من در کاسة فرهاد خود کردم

رم از صیّاد می‌کردم چو رام خویشتن بودم

ز خود رم کرده خود را رام با صیّاد خود کردم

غم من بود باعث شادی او را به این شادم

که خود غمگین او گردیدم، او را شاد خود کردم

ز بس فیّاض گرم اتّحادم با تو در یاری

ترا دردی که پیش آمد مبارکباد خود کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۴در ره او هر دو عالم را به یکدیگر زدم
  2. شمارهٔ ۵۵۵شب ز شیون بلبل گوینده را آتش زدم
  3. شمارهٔ ۵۵۶بلبل عشقم که چون با شوق دمساز آمدم
  4. شمارهٔ ۵۵۷خاک پای تو که در چشم تر انباشته بودم
  5. شمارهٔ ۵۵۸زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم
  6. شمارهٔ ۵۵۹بیرحمی بالای زبر دست تو نازم
  7. شمارهٔ ۵۶۰من مست محبّتم چه سازم
  8. شمارهٔ ۵۶۱به جان افزایم و خاک بدن در خاکدان ریزم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.