پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی

غزلیات

۷۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۰۱ ما رام خویش بهر تو دلدار گشته‌ایم
  2. شمارهٔ ۶۰۲ خود را به ناز آن بت طنّاز داده‌ایم
  3. شمارهٔ ۶۰۳ عمریست تا جدا ز تو مهوش نشسته‌ایم
  4. شمارهٔ ۶۰۴ شب در نظارة رخش ابرام کرده‌ایم
  5. شمارهٔ ۶۰۵ راه بیرون شد درین دشت الم گم کرده‌ایم
  6. شمارهٔ ۶۰۶ گاه خود خوردیم و گاهی صرف مردم کرده‌ایم
  7. شمارهٔ ۶۰۷ در شمار کوی جانان کعبه را که دیده‌ایم
  8. شمارهٔ ۶۰۸ ما فیض کعبه از در میخانه برده‌ایم
  9. شمارهٔ ۶۰۹ جدا ز طرّة تابیدة تو می‌تابیم
  10. شمارهٔ ۶۱۰ سوخت هر جا خسته‌ای ما بی‌محابا سوختیم
  11. شمارهٔ ۶۱۱ عمرها ما از خدا درد ترا می‌خواستیم
  12. شمارهٔ ۶۱۲ یاد ایامی که در دل مهر یاری داشتیم
  13. شمارهٔ ۶۱۳ تا چند درین غمکده غمناک نشینیم
  14. شمارهٔ ۶۱۴ چو گوی عرصة آفاق را به سر گشتیم
  15. شمارهٔ ۶۱۵ دل را به سر زلف تو دلدار سپردیم
  16. شمارهٔ ۶۱۶ پنبه در گوش نهادیم و خبردار شدیم
  17. شمارهٔ ۶۱۷ گوهریم و بر بساط دهر یکتای خودیم
  18. شمارهٔ ۶۱۸ جز داغ جفا بر دل مهجور ندیدیم
  19. شمارهٔ ۶۱۹ یک عشوه از آن نرگس غمّاز ندیدیم،
  20. شمارهٔ ۶۲۰ در طور فنا وعدة دیدار شنیدیم
  21. شمارهٔ ۶۲۱ بر دل رقم حسرت جاهی نکشیدیم
  22. شمارهٔ ۶۲۲ دلا هنوز امیدی به چشم تر داریم
  23. شمارهٔ ۶۲۳ هر جا که نام درد دل مبتلا بریم
  24. شمارهٔ ۶۲۴ ما به زیر آسمان مشتی فروزان گوهریم
  25. شمارهٔ ۶۲۵ از فکر خال و طرّة جانانه بگذریم
  26. شمارهٔ ۶۲۶ هر دم ز گرمخویی خود برفروزیَم
  27. شمارهٔ ۶۲۷ آهی از دل از پیِ دفعِ‌گزندی می‌کشیم
  28. شمارهٔ ۶۲۸ تا به کی بر بستر آرام تن باز افکنیم؟
  29. شمارهٔ ۶۲۹ حاشا که غیر عشق حدیث دگر کنیم
  30. شمارهٔ ۶۳۰ ما به بدنامی تلاش نیکنامی می‌کنیم
  31. شمارهٔ ۶۳۱ دل به یاد تو سرخوش است همان
  32. شمارهٔ ۶۳۲ ز مژگان چند چون ابر بهاران
  33. شمارهٔ ۶۳۳ می‌توان از زندگانی دست آسان شستن
  34. شمارهٔ ۶۳۴ به نومیدی ستم باشد ز راه دوست برگشتن
  35. شمارهٔ ۶۳۵ چو گرد چند به دنبال کاروان گشتن
  36. شمارهٔ ۶۳۶ به راه دیر سبکبار و بی‌حرج رفتن
  37. شمارهٔ ۶۳۷ گرت هواست به هر نیک و بد به سر بردن
  38. شمارهٔ ۶۳۸ چه خواهد شد دو روزی جور کمتر می‌توان کردن
  39. شمارهٔ ۶۳۹ لبی تر یک دم از جام طرب، کم می‌توان کردن
  40. شمارهٔ ۶۴۰ چه پای بستة تدبیرم بایدم بودن
  41. شمارهٔ ۶۴۱ می‌شد از طَرة او کام دل آسان دیدن
  42. شمارهٔ ۶۴۲ نه تنها در چمن از زوی گل گل می‌توان چیدن
  43. شمارهٔ ۶۴۳ اگر چشمت کند یک عشوة مستانه در گلشن
  44. شمارهٔ ۶۴۴ برافکن پرده و از عکس آن رونوبهارم کن
  45. شمارهٔ ۶۴۵ گر جام میی داری عزم لبِ‌جویی کن
  46. شمارهٔ ۶۴۶ بعد ازین ای دل تلاش مهر هر ناکس مکن
  47. شمارهٔ ۶۴۷ اسکندرم دستور من عقل هنر فرسود من
  48. شمارهٔ ۶۴۸ نمی‌گردد مگر، در صیدگاه دل شکار من
  49. شمارهٔ ۶۴۹ نو خط من کرده است عزّت نخجیر من
  50. شمارهٔ ۶۵۰ ز ناز آن رامْ دشمن گرچه دایم می‌رمید از من
  51. شمارهٔ ۶۵۱ اوج گیرد رتبة افتادگی از حال من
  52. شمارهٔ ۶۵۲ هم حریف زندانم هم رفیق چاهم من
  53. شمارهٔ ۶۵۳ تا دورم از تو ای بت نامهربان من
  54. شمارهٔ ۶۵۴ گر نه ابراهیم عهد خود بود جانان من
  55. شمارهٔ ۶۵۵ من بلبلم و گلشن کویت چمن من
  56. شمارهٔ ۶۵۶ ای ترا جلوه خوش و قامت رعنا موزون
  57. شمارهٔ ۶۵۷ از دل هوای وصل تو کی می‌رود برون
  58. شمارهٔ ۶۵۸ سر فدای جانانست، کام افتخارست این
  59. شمارهٔ ۶۵۹ از زمین بوس درش یک دم نپیچد سر جبین
  60. شمارهٔ ۶۶۰ در خواب خمار آن چشم دایم ز شراب او

متن اشعار به نقل از گنجور.