پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۰

چه پای بستة تدبیرم بایدم بودن

که در قلمرو تقدیر بایدم بودن

قضا به چین جبین رد نمی‌شود هرگز

چه لازم است که دلگیر بایدم بودن

دمی به خُلق خوشم روزگار نگذارد

دم نسیمم و شمشیر بایدم بودن

پیاده در جلو غفلتم، کنون کز هوش

دو اسبه در پی نخجیر بایدم بودن

ز سرگرانی زلف تو درهمم چه کنم!

که بار خاطر زنجیر بایدم بودن

چنان نرفت غم دوری رهم از یاد

که در تهیّة شبگیر بایدم بودن

کدام عیشِ جوانی، کدام عهدِ طرب!

که در تلافی آن پیر بایدم بودن

چه غم ز قامت خم دیده، این امیدم بس

که در کمان هوس تیر بایدم بودن

ظهور درد دل من گذشت از آن فیّاض

که زیر منّت تقریر بایدم بودن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۲نه تنها در چمن از زوی گل گل می‌توان چیدن
  2. شمارهٔ ۶۴۳اگر چشمت کند یک عشوة مستانه در گلشن
  3. شمارهٔ ۶۴۴برافکن پرده و از عکس آن رونوبهارم کن
  4. شمارهٔ ۶۴۵گر جام میی داری عزم لبِ‌جویی کن
  5. شمارهٔ ۶۴۶بعد ازین ای دل تلاش مهر هر ناکس مکن
  6. شمارهٔ ۶۴۷اسکندرم دستور من عقل هنر فرسود من
  7. شمارهٔ ۶۴۸نمی‌گردد مگر، در صیدگاه دل شکار من
  8. شمارهٔ ۶۴۹نو خط من کرده است عزّت نخجیر من
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.