پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۳

اگر چشمت کند یک عشوة مستانه در گلشن

دگر بر کف نگیرد شاخ گل پیمانه در گلشن

چنان چشمت میان اهل دل آوارگی افکند

که بلبل کرد جا در آتش و پروانه در گلشن

اگر گیرد نشان آن سر کو از صبا ترسم

که دیگر تا ابد بلبل نسازد خانه در گلشن

به عهد چشم مستت بخت من بیدار کی ماند

که گیرد چشم نرگس خواب ازین افسانه در گلسن

برو فیّاض تخم سبحه در جای دگر افکن

نبینی حاصلی از کشتن این دانه در گلشن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۵گر جام میی داری عزم لبِ‌جویی کن
  2. شمارهٔ ۶۴۶بعد ازین ای دل تلاش مهر هر ناکس مکن
  3. شمارهٔ ۶۴۷اسکندرم دستور من عقل هنر فرسود من
  4. شمارهٔ ۶۴۸نمی‌گردد مگر، در صیدگاه دل شکار من
  5. شمارهٔ ۶۴۹نو خط من کرده است عزّت نخجیر من
  6. شمارهٔ ۶۵۰ز ناز آن رامْ دشمن گرچه دایم می‌رمید از من
  7. شمارهٔ ۶۵۱اوج گیرد رتبة افتادگی از حال من
  8. شمارهٔ ۶۵۲هم حریف زندانم هم رفیق چاهم من
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.