پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۱

می‌شد از طَرة او کام دل آسان دیدن

می‌توانستی اگر خواب پریشان دیدن

ما گذشتیم ز فکر سر و سامان چه کنیم

نتوان زلف ترا بی سرو سامان دیدن!

زده‌ای دستة گل بر سرو داغم چه کنم

بار بر خاطر دستار تو نتوان دیدن

غم ایّام چه بودی همه با من بودی

که پریشان بودن به که پریشان دیدن

پاک شو از همه خواهش که توانی فیّاض

هر چه خواهی همه در آینة جان دیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۳اگر چشمت کند یک عشوة مستانه در گلشن
  2. شمارهٔ ۶۴۴برافکن پرده و از عکس آن رونوبهارم کن
  3. شمارهٔ ۶۴۵گر جام میی داری عزم لبِ‌جویی کن
  4. شمارهٔ ۶۴۶بعد ازین ای دل تلاش مهر هر ناکس مکن
  5. شمارهٔ ۶۴۷اسکندرم دستور من عقل هنر فرسود من
  6. شمارهٔ ۶۴۸نمی‌گردد مگر، در صیدگاه دل شکار من
  7. شمارهٔ ۶۴۹نو خط من کرده است عزّت نخجیر من
  8. شمارهٔ ۶۵۰ز ناز آن رامْ دشمن گرچه دایم می‌رمید از من
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.