پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۷

گرت هواست به هر نیک و بد به سر بردن

دلی چو آینه باید به دست آوردن

به هرزه جان چه کَند کوهکن نمی‌داند

که روزی دگران را نمی‌ توان خوردن

به جانفشانی اگر ابروت اشاره کند

توان به دست اجل مفت جان به در بردن

ستم به حال دل دشمنان ستم باشد

دلی که دوست نداری چه باید آزردن!

به آب زندگی خضر کس نپردازد

به حسرت لب لعل تو تا توان مردن

چه غم به معجزة نوح کار اگر افتد

که دامن مژه‌ای می‌توانم افشردن

به گلبنم که نظر کردة خزان بلاست

گل همیشه بهارست ذوق پژمردن

چنان طراوت گل ریخت موج بر سر هم

که در هوای چمن غوطه می‌توان خوردن

چه می‌خوری غم دلگیری از فلک فیّاض

چو آبِ آینه شو دل نهادِ‌ افسردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۹لبی تر یک دم از جام طرب، کم می‌توان کردن
  2. شمارهٔ ۶۴۰چه پای بستة تدبیرم بایدم بودن
  3. شمارهٔ ۶۴۱می‌شد از طَرة او کام دل آسان دیدن
  4. شمارهٔ ۶۴۲نه تنها در چمن از زوی گل گل می‌توان چیدن
  5. شمارهٔ ۶۴۳اگر چشمت کند یک عشوة مستانه در گلشن
  6. شمارهٔ ۶۴۴برافکن پرده و از عکس آن رونوبهارم کن
  7. شمارهٔ ۶۴۵گر جام میی داری عزم لبِ‌جویی کن
  8. شمارهٔ ۶۴۶بعد ازین ای دل تلاش مهر هر ناکس مکن
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.