پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۳

می‌توان از زندگانی دست آسان شستن

لیک دست از دامن زلف تو نتوان داشتن

زلف را گو فکر جمعیّت کند تا کی چنین

خود پریشان بودن و ما را پریشان داشتن

می‌توان صد بار مردن هر نفس از درد او

لیک نتوان درد او محتاج درمان داشتن

جان اگر با من نسازد در غم او گو مساز

می‌توانم من غمش در سینه چون جان داشتن

درد او فیّاض اگر درمان ندارد گو مدار

می‌توان این درد را بهتر ز درمان داشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۵چو گرد چند به دنبال کاروان گشتن
  2. شمارهٔ ۶۳۶به راه دیر سبکبار و بی‌حرج رفتن
  3. شمارهٔ ۶۳۷گرت هواست به هر نیک و بد به سر بردن
  4. شمارهٔ ۶۳۸چه خواهد شد دو روزی جور کمتر می‌توان کردن
  5. شمارهٔ ۶۳۹لبی تر یک دم از جام طرب، کم می‌توان کردن
  6. شمارهٔ ۶۴۰چه پای بستة تدبیرم بایدم بودن
  7. شمارهٔ ۶۴۱می‌شد از طَرة او کام دل آسان دیدن
  8. شمارهٔ ۶۴۲نه تنها در چمن از زوی گل گل می‌توان چیدن
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.