پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۵

به جیب چاک و به دل داغ هجر یار ندارم

چه سان به سیر روم روی لاله‌زار ندارم

لب هوس چه گشایم به آب چشمة حیوان!

اجازت از دم شمشیر آبدار ندارم

رسید دست و گریبان، بهار و سبزه برآمد

خوشم که خاطر جمعی درین بهار ندارم

نفس ز ناله تهی گشت و دیده پر ز سرشکم

پیاده‌ای بدوانم اگر سوار ندارم

کجاست سایة سنگی، کجاست بوتة خاری

که من ز خونِ دل و دیده یادگار ندارم!

امید لطف و تمنّای رحم و چشم مروّت

به کی حسرتت ای بیوفا چه کار ندارم!

گرفت گرد سوار غمم جهان و چه حاصل

که کارْ دیده سواری درین غبار ندارم

نظر به هیچ ندارم، حذر ز هیچ نگیرم

چه اعتبار ازین به که اعتبار ندارم

شکار آهوی فرصت غنیمت است چه سازم

که من تهیّة انداز این شکار ندارم

به سر اگر گل دولت نزد رسایی بختم

همین بس است که در سینه خار خار ندارم

درین ستمکده فیّاض از چه خوش ننشینم

چه بی‌تعلقی‌یی من درین دیار ندارم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۷عمریست که در کوی بلا خانه نداریم
  2. شمارهٔ ۵۴۸به زلف او دل خود را به ابرام آشنا کردم
  3. شمارهٔ ۵۴۹کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم
  4. شمارهٔ ۵۵۰بسی بگریستم کان شوخ را تندی ز خو بردم
  5. شمارهٔ ۵۵۱غلط کردم دلت را با ترحّم آشنا کردم
  6. شمارهٔ ۵۵۲به فریادی ترا سرگرم در بیداد خود کردم
  7. شمارهٔ ۵۵۳چسان گرم سخن با آن بت شیرین دهن گردم
  8. شمارهٔ ۵۵۴در ره او هر دو عالم را به یکدیگر زدم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.