پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۲

دهان بر بسته لبریز نوای یاربی دارم

زبان پیچیده در تقریر عرض مطلبی دارم

خموشی بر لب شرمم به صد فریاد می‌گوید

حلاوت جوشی زهری که از کنج لبی دارم

ز مشرب دوستی بی‌مذهبم خواندی نمی‌دانی

که من هم در لباس مشرب خود مذهبی دارم

به فردا نیست ایمانش به فردای قیامت هم

درازش باد عمر تیرگی، کافر شبی دارم

ز بس سوز تو پنهان کرده‌ام از بیمِ دَم سردان

به جای مغز در هر استخوان سوز تبی دارم

از آن در هر گذاری انتظارم خانه‌ای دارد

که در هر کوچه طفل نورسی در مکتبی دارم

نه زهدم خشک دارد نه شراب ناب تر دامن

چه فیّاضم نمی‌دانم! چه دریا مشربی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۴هرگز دلی از نالة خود شاد ندارم
  2. شمارهٔ ۵۴۵به جیب چاک و به دل داغ هجر یار ندارم
  3. شمارهٔ ۵۴۶دماغ سیر گلستان و گشت باغ ندارم
  4. شمارهٔ ۵۴۷عمریست که در کوی بلا خانه نداریم
  5. شمارهٔ ۵۴۸به زلف او دل خود را به ابرام آشنا کردم
  6. شمارهٔ ۵۴۹کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم
  7. شمارهٔ ۵۵۰بسی بگریستم کان شوخ را تندی ز خو بردم
  8. شمارهٔ ۵۵۱غلط کردم دلت را با ترحّم آشنا کردم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.