پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

غزلیات

۸۵۲ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱ از سر زلف دلکشت بوی به ما نمی‌رسد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲ مرد ره عشق تو از دامن تر ترسد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳ ذوق وصلت به هیچ جان نرسد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴ شکن زلف چو زنار بتم پیدا شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵ ای به خود زنده مرده باید شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶ پیر ما وقت سحر بیدار شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷ قصهٔ عشق تو چون بسیار شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸ یک شرر از عین عشق دوش پدیدار شد
  9. غزل شمارهٔ ۲۴۹ در راه تو هر که راهبر شد
  10. غزل شمارهٔ ۲۵۰ چو خورشید جمالت جلوه‌گر شد
  11. غزل شمارهٔ ۲۵۱ برقع از خورشید رویش دور شد
  12. غزل شمارهٔ ۲۵۲ بار دگر پیر ما مفلس و قلاش شد
  13. غزل شمارهٔ ۲۵۳ بیچاره دلم در سر آن زلف به خم شد
  14. غزل شمارهٔ ۲۵۴ چون عشق تو داعی عدم شد
  15. غزل شمارهٔ ۲۵۵ گر در صف دین داران دین دار نخواهم شد
  16. غزل شمارهٔ ۲۵۶ هر که در بادیهٔ عشق تو سرگردان شد
  17. غزل شمارهٔ ۲۵۷ هر که در راه حقیقت از حقیقت بی‌نشان شد
  18. غزل شمارهٔ ۲۵۸ جهان از باد نوروزی جوان شد
  19. غزل شمارهٔ ۲۵۹ در راه عشق هر دل کو خصم خویشتن شد
  20. غزل شمارهٔ ۲۶۰ تا نور او دیدم دو کون از چشم من افتاده شد
  21. غزل شمارهٔ ۲۶۱ پیر ما از صومعه بگریخت در میخانه شد
  22. غزل شمارهٔ ۲۶۲ تا دل لایعقلم دیوانه شد
  23. غزل شمارهٔ ۲۶۳ کسی کز حقیقت خبردار باشد
  24. غزل شمارهٔ ۲۶۴ چه دانستم که این دریای بی‌پایان چنین باشد؟
  25. غزل شمارهٔ ۲۶۵ حدیث فقر را محرم نباشد
  26. غزل شمارهٔ ۲۶۶ عشقت ایمان و جان به ما بخشد
  27. غزل شمارهٔ ۲۶۷ هر زمانم عشق ماهی در کشاکش می‌کشد
  28. غزل شمارهٔ ۲۶۸ هر زمان عشق تو در کارم کشد
  29. غزل شمارهٔ ۲۶۹ قوت بار عشق تو مرکب جان نمی‌کشد
  30. غزل شمارهٔ ۲۷۰ نور روی تو را نظر نکشد
  31. غزل شمارهٔ ۲۷۱ نه دل چو غمت آمد از خویشتن اندیشد
  32. غزل شمارهٔ ۲۷۲ در قعر جان مستم دردی پدید آمد
  33. غزل شمارهٔ ۲۷۳ در عشق به سر نخواهم آمد
  34. غزل شمارهٔ ۲۷۴ کارم از عشق تو به جان آمد
  35. غزل شمارهٔ ۲۷۵ ره عشاق بی ما و من آمد
  36. غزل شمارهٔ ۲۷۶ لعل تو به جان فزایی آمد
  37. غزل شمارهٔ ۲۷۷ دی پیر من از کوی خرابات برآمد
  38. غزل شمارهٔ ۲۷۸ نقد قدم از مخزن اسرار برآمد
  39. غزل شمارهٔ ۲۷۹ عشق تو ز سقسین و ز بلغار برآمد
  40. غزل شمارهٔ ۲۸۰ سرمست به بوستان برآمد
  41. غزل شمارهٔ ۲۸۱ چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
  42. غزل شمارهٔ ۲۸۲ نگارم دوش شوریده درآمد
  43. غزل شمارهٔ ۲۸۳ مستغرقی که از خود هرگز به سر نیامد
  44. غزل شمارهٔ ۲۸۴ دلا دیدی که جانانم نیامد
  45. غزل شمارهٔ ۲۸۵ عاشقان زنده‌دل به نام تو اند
  46. غزل شمارهٔ ۲۸۶ آنها که در هوای تو جان‌ها بداده‌اند
  47. غزل شمارهٔ ۲۸۷ آنها که پای در ره تقوی نهاده‌اند
  48. غزل شمارهٔ ۲۸۸ عاشقان از خویشتن بیگانه‌اند
  49. غزل شمارهٔ ۲۸۹ پیش رفتن را چو پیشان بسته‌اند
  50. غزل شمارهٔ ۲۹۰ ز لعلت زکاتی شکر می‌ستاند
  51. غزل شمارهٔ ۲۹۱ نه قدر وصال تو هر مختصری داند
  52. غزل شمارهٔ ۲۹۲ دلی کز عشق تو جان برفشاند
  53. غزل شمارهٔ ۲۹۳ روی تو کافتاب را ماند
  54. غزل شمارهٔ ۲۹۴ عقل در عشق تو سرگردان بماند
  55. غزل شمارهٔ ۲۹۵ دلم بی عشق تو یک دم نماند
  56. غزل شمارهٔ ۲۹۶ گرد ره تو کعبه و خمار نماند
  57. غزل شمارهٔ ۲۹۷ آن را که غمت به خویش خواند
  58. غزل شمارهٔ ۲۹۸ چون تتق از روی آن شمع جهان برداشتند
  59. غزل شمارهٔ ۲۹۹ چون سیمبران روی به گلزار نهادند
  60. غزل شمارهٔ ۳۰۰ عاشقانی کز نسیم دوست جان می‌پرورند

متن اشعار به نقل از گنجور.