پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴

کارم از عشق تو به جان آمد

دلم از درد در فغان آمد

تا می عشق تو چشید دلم

از بد و نیک بر کران آمد

از سر نام و ننگ و روی و ریا

با سر درد جاودان آمد

سالها در رهت قدمها زد

عمرها بر پیت دوان آمد

شب نخفت و به روز نارامید

تا ز هستی خود به جان آمد

وز تو کس را دمی درین وادی

بی خبر بود و بی نشان آمد

چون ز مقصود خود ندیدم بوی

سود عمرم همه زیان آمد

دل حیوان چو مرد کار نبود

چون زنان پیش دیگران آمد

دین هفتاد ساله داد به باد

مرد میخانه و مغان آمد

کم زن و همنشین رندان شد

سگ مردان کاردان آمد

با خراباتیان دردی کش

خرقه بنهاد و در میان آمد

چون به ایمان نیامدی در دست

کافری را به امتحان آمد

ترک دین گفت تا مگر بی دین

بوک در خورد تو توان آمد

دل عطار چون زبان دربست

از بد و نیک در کران آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۶لعل تو به جان فزایی آمد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۷دی پیر من از کوی خرابات برآمد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۸نقد قدم از مخزن اسرار برآمد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۹عشق تو ز سقسین و ز بلغار برآمد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۰سرمست به بوستان برآمد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۱چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۲نگارم دوش شوریده درآمد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۳مستغرقی که از خود هرگز به سر نیامد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.