پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۸

نقد قدم از مخزن اسرار برآمد

چون گنج عیان شد

خود بود که خود بر سر بازار برآمد

بر خود نگران شد

در کسوت ابریشم و پشم آمد و پنبه

تا خلق بپوشند

خود بر صفتِ جبّه و دستار برآمد

لبس همه سان شد

در موسم نیسان ز سما شد سوی دریا

در کسوت قطره

در بحر به شکل در شهوار برآمد

در گوش نهان شد

در شکل بتان خواست که خود را بپرستد

خود را بپرستد

خود گشت بت و خود به پرستار برآمد

خود عین بتان شد

از بهر خود ایوان و سرا خواست که سازد

قصری ز بشر ساخت

در صورت سقف و در و دیوار برآمد

خود خانه و مان شد

خود بر تن خود نیش جفا زد ز سر قهر

خود مرهم خود گشت

خود بر صفت مردم بیمار برآمد

خود فاتحه خوان شد

اشعار مپندار اگر چشم سرت هست

رازی است نهفته

آنچه به زبان از دل عطار برآمد

این بود که آن شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۰سرمست به بوستان برآمد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۱چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۲نگارم دوش شوریده درآمد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۳مستغرقی که از خود هرگز به سر نیامد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۴دلا دیدی که جانانم نیامد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۵عاشقان زنده‌دل به نام تو اند
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۶آنها که در هوای تو جان‌ها بداده‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۷آنها که پای در ره تقوی نهاده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.