پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۹

عشق تو ز سقسین و ز بلغار برآمد

فریاد ز کفار به یک بار برآمد

در صومعه‌ها نیم شبان ذکر تو می‌رفت

وز لات و عزی نعرهٔ اقرار برآمد

گفتم که کنم توبه در عشق ببندم

تا چشم زدم عشق ز دیوار برآمد

یک لحظه نقاب از رخ زیبات براندند

صد دلشده را زان رخ تو کار برآمد

یک زمزمه از عشق تو با چنگ بگفتم

صد نالهٔ زار از دل هر تار برآمد

آراسته حسن تو به بازار فروشد

در حال هیاهوی ز بازار برآمد

عیسی به مناجات به تسبیح خجل گشت

ترسا ز چلیپا و ز زنار برآمد

یوسف ز می وصل تو در چاه فروشد

منصور ز شوقت به سر دار برآمد

ای جان جهان هر که درین ره قدمی زد

کار دو جهانیش چو عطار برآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۲نگارم دوش شوریده درآمد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۳مستغرقی که از خود هرگز به سر نیامد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۴دلا دیدی که جانانم نیامد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۵عاشقان زنده‌دل به نام تو اند
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۶آنها که در هوای تو جان‌ها بداده‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۷آنها که پای در ره تقوی نهاده‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۸عاشقان از خویشتن بیگانه‌اند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.