پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۴

دلا دیدی که جانانم نیامد

به درد آمد به درمانم نیامد

به دندان می‌گزم لب را که هرگز

لب لعلش به دندانم نیامد

ندیدیم هیچ روزی تیر مژگانش

که جوی خون به مژگانم نیامد

ندیدیم هیچ وقتی لعل خندانش

که خود از چشم گریانم نیامد

چه تابی بود در زلف چو شستش

که آن صد بار در جانم نیامد

بسی دستان بکردم لیک در دست

سر زلفش به دستانم نیامد

سر زلفش بسی دارد ره دور

ولی یک ره به پایانم نیامد

چگونه آن همه ره پیش گیرم

که آن ره جز پریشانم نیامد

بسی هندوست زلف کافرش را

یکی زانها مسلمانم نیامد

به آسانی ز زلفش سر نپیچم

که با عطار آسانم نیامد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۶آنها که در هوای تو جان‌ها بداده‌اند
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۷آنها که پای در ره تقوی نهاده‌اند
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۸عاشقان از خویشتن بیگانه‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۹پیش رفتن را چو پیشان بسته‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۰ز لعلت زکاتی شکر می‌ستاند
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۱نه قدر وصال تو هر مختصری داند
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۲دلی کز عشق تو جان برفشاند
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۳روی تو کافتاب را ماند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.