پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۳

روی تو کافتاب را ماند

آسمان را به سر بگرداند

مرکب عشق تو چو برگذرد

خاک در چشم عقل افشاند

هر که عکس لب تو می‌بیند

دهنش پهن باز می‌ماند

زلف شبرنگ و روی گلگونت

می‌کند هر جفا که بتواند

گاه شب‌رنگ زلفت آن تازد

گاه گلگون عشقت این راند

عشقت آتش فکند در جانم

این چنین آتشی که بنشاند

خط خونین که می‌نویسم من

بر رخ چون زرم که برخواند

پای تا سر چو ابر اشک شود

از غمم هر که حال من داند

اوفتادم ز پای دستم گیر

آخر افتاده را که رنجاند

دلم از زلف پیچ بر پیچت

یک سر موی سر نپیچاند

گر دلم بستدی و دم دادی

آه من از تو داد بستاند

هر که درماندهٔ تو شد نرهد

همچو عطار با تو درماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۵دلم بی عشق تو یک دم نماند
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۶گرد ره تو کعبه و خمار نماند
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۷آن را که غمت به خویش خواند
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۸چون تتق از روی آن شمع جهان برداشتند
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۹چون سیمبران روی به گلزار نهادند
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۰عاشقانی کز نسیم دوست جان می‌پرورند
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۱از می عشق نیستی هر که خروش می‌زند
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۲چون لبش درج گهر باز کند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.