پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۷

آن را که غمت به خویش خواند

شادی جهان غم تو داند

چون سلطنتت به دل درآید

از خویشتنش فراستاند

ور هیچ نقاب برگشایی

یک ذره وجود کس نماند

چون نیست شوند در ره هست

جان را به کمال دل رساند

زان پس نظرت به دست گیری

عشق تو قیامتی براند

جان را دو جهان تمام باید

تا بر سگ کوی تو فشاند

چون بگشایی ز پای دل بند

جان بند نهاد بگسلاند

هر پرده که پیش او درآید

از قوت عشق بردراند

ساقی محبتش به هر گام

ذوق می عشق می‌چشاند

وقت است که جان مست عطار

ابلق ز جهان برون جهاند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۹چون سیمبران روی به گلزار نهادند
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۰عاشقانی کز نسیم دوست جان می‌پرورند
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۱از می عشق نیستی هر که خروش می‌زند
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۲چون لبش درج گهر باز کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳هر که درین دایره دوران کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۴آفتاب رخ آشکاره کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۵هر زمانی زلف را بندی کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۶دل ز میان جان و دل قصد هوات می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.