پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۶

گرد ره تو کعبه و خمار نماند

یک دل ز می عشق تو هشیار نماند

ور یک سر موی از رخ تو روی نماید

بر روی زمین خرقه و زنار نماند

وآن را که دمی روی نمایی ز دو عالم

آن سوخته را جز غم تو کار نماند

گر برفکنی پرده از آن چهرهٔ زیبا

از چهرهٔ خورشید و مه آثار نماند

جان چون بگشاید به رخت دیده که جان را

با نور رخت دیده و دیدار نماند

گر وحدت خود را ،  به قلاووز فرستی

از وحدت تو هستی دیار نماند

جانا ز می عشق تو یک قطره به دل ده

تا در دو جهان یک دل بیدار نماند

در خواب کن این سوختگان را ز می عشق

تا جز تو کسی محرم اسرار نماند

از بس که ز دریای دلم موج گهر خاست

ترسم که درین واقعه عطار نماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۸چون تتق از روی آن شمع جهان برداشتند
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۹چون سیمبران روی به گلزار نهادند
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۰عاشقانی کز نسیم دوست جان می‌پرورند
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۱از می عشق نیستی هر که خروش می‌زند
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۲چون لبش درج گهر باز کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳هر که درین دایره دوران کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۴آفتاب رخ آشکاره کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۵هر زمانی زلف را بندی کند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.