پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۵

دلم بی عشق تو یک دم نماند

چه می‌گویم که جانم هم نماند

چو با زلفت نهم صد کار برهم

یکی چون زلف تو بر هم نماند

واگر صد توبهٔ محکم بیارم

ز شوق تو یکی محکم نماند

جهان عشق تو نادر جهانی است

که آنجا رسم مدح و ذم نماند

دلی کز عشق ، عینِ دُرد گردد

ز دَردش ، در جهان مرهم نماند

اگر یگ ذره از اندوه نایافت

به عالم برنهی عالم نماند

کسی کو در غم عشقت فرو شد

ز دو کونش به یک جو غم نماند

مزن دم پیش کس از سر این کار

که یک دم هم ، تو را همدم نماند

اگرچه آینه نقش تو دارد

چو با او دم زنی محرم نماند

اگر عطار بی درد تو ماند

به جان تازه به دل خرم نماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۷آن را که غمت به خویش خواند
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۸چون تتق از روی آن شمع جهان برداشتند
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۹چون سیمبران روی به گلزار نهادند
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۰عاشقانی کز نسیم دوست جان می‌پرورند
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۱از می عشق نیستی هر که خروش می‌زند
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۲چون لبش درج گهر باز کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳هر که درین دایره دوران کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۴آفتاب رخ آشکاره کند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.