پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۴

عقل در عشق تو سرگردان بماند

چشم جان در روی تو حیران بماند

ذره‌ای سرگشتگی عشق تو

روز و شب در چرخ سرگردان بماند

چون ندید اندر دو عالم محرمی

آفتاب روی تو پنهان بماند

هر که چوگان سر زلف تو دید

همچو گویی در خم چوگان بماند

پای و سر گم کرد دل تا کار او

چون سر زلف تو بی‌پایان بماند

هر که یکدم آن لب و دندان بدید

تا ابد انگشت در دندان بماند

هر که جست آب حیات وصل تو

جاودان در ظلمت هجران بماند

ور کسی را وصل دادی بی طلب

دایما در درد بی درمان بماند

ور کسی را با تو یک دم دست داد

عمر او در هر دو عالم آن بماند

حاصل عطار در سودای تو

دیده‌ای گریان دلی بریان بماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۶گرد ره تو کعبه و خمار نماند
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۷آن را که غمت به خویش خواند
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۸چون تتق از روی آن شمع جهان برداشتند
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۹چون سیمبران روی به گلزار نهادند
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۰عاشقانی کز نسیم دوست جان می‌پرورند
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۱از می عشق نیستی هر که خروش می‌زند
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۲چون لبش درج گهر باز کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۳هر که درین دایره دوران کند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.