پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۵

هر زمانی زلف را بندی کند

با دل آشفته پیوندی کند

بس دل و جان را که زلف سرکشش

از سر مویی زبان‌بندی کند

لب گشایدتا ببینم وانگهی

یاریم چون آرزومندی کند

هر دو لب بربندد آرد قانعم

گر به یک قندیم خرسندی کند

لیک می‌دانم که دل نجهد به جان

گر نگاهی سوی آن قندی کند

گر بنالم صبر فرماید مرا

دل چو خون شد صبر تا چندی کند

عشق او عطار را شوریده کرد

کیست کین شوریده را بندی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۷هر که عزم عشق رویش می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۸عشق توام داغ چنان می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۹زلف شبرنگش شبیخون می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۰گر فلک دیده بر آن چهرهٔ زیبا فکند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۱چو تاب در سر آن زلف دلستان فکند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۲دل نظر بر روی آن شمع جهان می‌افکند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۳سر مستی ما مردم هشیار ندانند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۴عاشقان چون به هوش باز آیند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.