پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۲

دل نظر بر روی آن شمع جهان می‌افکند

تن به جای خرقه چون پروانه جان می‌افکند

گر بود غوغای عشقش بر کنار عالمی

دل ز شوقش خویشتن را در میان می‌افکند

زلف او صد توبه را در یک نفس می‌بشکند

چشم او صد صید را در یک زمان می‌افکند

طرهٔ مشکینش تابی در فلک می‌آورد

پستهٔ شیرینش شوری در جهان می‌افکند

سبز پوشان فلک ماه زمینش خوانده‌اند

زانکه رویش غلغلی در آسمان می‌افکند

تا ابد کامش ز شیرینی نگردد تلخ و تیز

هر که نام آن شکر لب بر زبان می‌افکند

ترکم آن دارد سر آن چون ندارد چون کنم

هندوی خود را چنین در پا از آن می‌افکند

همچو دف حلقه به گوش او شدم با این همه

بر تنم چون چنگ هر رگ در فغان می‌افکند

گاهگاهی گویدم هستم یقین من زان تو

لاجرم عطار را اندر گمان می‌افکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۴عاشقان چون به هوش باز آیند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۵اصحاب صدق چون قدم اندر صفا زنند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۶آنها که در حقیقت اسرار می‌روند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۷دل ز جان برگیر تا راهت دهند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۸قومی که در فنا به دل یکدگر زیند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۹هر که سرگردان این سودا بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۰شبی کز زلف تو عالم چو شب بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۱آن را که ز وصل او خبر بود
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.