پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۰

شبی کز زلف تو عالم چو شب بود

سر مویی نه طالب نه طلب بود

جهانی بود در عین عدم غرق

نه اسم حزن و نه اسم طرب بود

چنان در هیچ پنهان بود عالم

که نه زین نام و نه زان یک لقب بود

بتافت از زلف آن روی چو خورشید

که گفت آن جایگه هرگز که شب بود

نگارستان رویت جلوه‌ای کرد

جهان گفتی که دایم بر عجب بود

همی تا لعل سیرابت نمودی

جهانی خلق تشنه خشک‌لب بود

بتا تا چشم چون نرگس گشادی

همه آفاق پر شور و شغب بود

همی تا حلقه‌ای در زلف دادی

سر مردان کامل در کنب بود

چو از حد می‌بشد گستاخی خلق

مگر اینجایگه جای ادب بود

خیال نار و نور افتاده در راه

حجاب و کشف جان‌ها زین سبب بود

درین وادی دل عطار را هیچ

نه نامی بود هرگز نه نسب بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۲عشق بی درد ناتمام بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۳آنچه نقد سینهٔ مردان بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۴عشق را پیر و جوان یکسان بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۵آنرا که ز وصل او نشان بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۶هر که را با لب تو پیمان بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۷هر که را اندیشهٔ درمان بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۸زلف تو که فتنهٔ جهان بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۹هر که را ذره‌ای وجود بود
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.