پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۳

آنچه نقد سینهٔ مردان بود

زآرزوی آن فلک گردان بود

گر از آن یک ذره گردد آشکار

هر دو عالم تا ابد پنهان بود

در گذر از کون تا تاب آوری

خود که را در کون تاب آن بود

آن فلک کان در درون عاشق است

آفتاب آن رخ جانان بود

گر فرو استد ز دوران این فلک

آن فلک را تا ابد دوران بود

نور این خورشید اگر زایل شود

نور آن خورشید جاویدان بود

زود بیند آن فلک و آن آفتاب

هر که را یک ذره نور جان بود

وانکه نور جان ندارد ذره‌ای

تا بود در کار خود حیران بود

چند گویی کین چنین و آن چنان

تا چنینی عمر تو تاوان بود

کی بود پروای خلقش ذره‌ای

هر که او در کار سرگردان بود

پای در نه راه را پایان مجوی

زانکه راه عشق بی‌پایان بود

عشق را دردی بباید بی قرار

آن چنان دردی که بی درمان بود

گر زند عطار بی این سر نفس

آن نفس بر جان او تاوان بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۵آنرا که ز وصل او نشان بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۶هر که را با لب تو پیمان بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۷هر که را اندیشهٔ درمان بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۸زلف تو که فتنهٔ جهان بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۹هر که را ذره‌ای وجود بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۰هر که را در عشق تو کاری بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۱مرد یک موی تو فلک نبود
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۲چو در غم تو جز جان چیزی دگرم نبود
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.