پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۰

هر که را در عشق تو کاری بود

هر سر مویی برو خاری بود

یک زمان مگذار بی درد خودم

تا مرا در هجر تو یاری بود

مست گشتم از تو گفتی صبر کن

صبر کردن کار هشیاری بود

دل ز من بردی و گفتی غم مخور

گر دلی نبود نه بس کاری بود

گر تو را در عشق دین و دل نماند

این چنین در عشق بسیاری بود

دل شد از دست و ز جان ترسم ازانک

طره تو چست طراری بود

بی نمکدان لبت در هر دو کون

می‌ندانم تا جگر خواری بود

گر بخندی عاشق بیمار را

وقت بیماری شکرباری بود

رسته دندانت در بازار حسن

تا قیامت روز بازاری بود

گر بهای بوسه خواهی جز به جان

می‌ندانم تا خریداری بود

نافه وصلت که بویی کس نیافت

کی سزای ناسزاواری بود

ای عجب بی زلف عنبر بیزتو

هر کسی خواهد که عطاری بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۲چو در غم تو جز جان چیزی دگرم نبود
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۳کسی کو خویش بیند بنده نبود
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۴با لب لعلت سخن در جان رود
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۵دل به امید وصل تو باد به دست می‌رود
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۶تا سر زلف تو درهم می‌رود
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۷چه سازی سرای و چه گویی سرود
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۸گر نسیم یوسفم پیدا شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۹هر گدایی مرد سلطان کی شود
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.