پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۸

گر نسیم یوسفم پیدا شود

هر که نابینا بود بینا شود

بس که پیراهن بدرم تا مگر

بویی از پیراهنش پیدا شود

گر برافتد برقع از پیش رخش

زاهد منکر سر غوغا شود

ور برافشاند سر زلف دو تا

دل ز زلفش کافری یکتا شود

هر دلی کز زلف او زنار ساخت

بی‌شک آن دلمؤمنی حقا شود

گر بیابد عقل بوی زلف او

عقل از لایعقلی رسوا شود

از دو عالم فارغ آید تا ابد

هر که او مشغول این سودا شود

گر کسی پرسد که پیش روی او

دل چرا شوریده و شیدا شود

تو جوابش ده که پیش آفتاب

ذره سرگردان و ناپروا شود

ای دل از دریا چرا تنها شدی

از چنین دریا کسی تنها شود

هر که دور افتد ز جای خویشتن

می‌دود تا زودتر آنجا شود

ماهی از دریا چو بر خاک اوفتد

می‌تپد تا چون سوی دریا شود

گر تو بنشینی به بیکاری مدام

کارت ای غافل کجا زیبا شود

گر دل عطار با دریا رسد

گوهری بی‌مثل و بی‌همتا شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۰چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۱هر که صید چون تو دلداری شود
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۲یک حاجتم ز وصل میسر نمی‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۳ای کوی توام مقصد و ای روی تو مقصود
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۴هرچه در هر دو جهان جانان نمود
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۵رُهبان دَیْر را سببِ عاشقی چه بود؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۶گر دلبرم به یک شکر از لب زبان دهد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۷برق عشق از آتش و از خون جهد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.