پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۷

چه سازی سرای و چه گویی سرود

فروشو بدین خاک تیره فرود

یقین‌دان که همچون تو بسیار کس

فکندست در چرخ چرخ کبود

چه برخیزد از خود و آهن تو را

چو سر آهنین نیست در زیر خود

اگر جامهٔ عمر تو زآهن است

اجل بگسلد از همش تار و پود

اگر سر کشی زین پل هفت طاق

سر و سنگ ماننده آب رود

ز سرگشتگی زیر چوگان چرخ

چو گویی ندانی فراز از فرود

چو دور سپهرت نخواهد گذاشت

ز دور سپهری چه نالی چو رود

رفیقان هم‌راز را کن وداع

عزیزان همدرد را کن درود

درخت بتر بودن از بن بکن

ز شاخ بهی کن کلوخ آمرود

مکن همچو عطار عمر عزیز

همه ضایع اندر سرای و سرود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۹هر گدایی مرد سلطان کی شود
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۰چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۱هر که صید چون تو دلداری شود
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۲یک حاجتم ز وصل میسر نمی‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۳ای کوی توام مقصد و ای روی تو مقصود
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۴هرچه در هر دو جهان جانان نمود
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۵رُهبان دَیْر را سببِ عاشقی چه بود؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۶گر دلبرم به یک شکر از لب زبان دهد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.