پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۶

تا سر زلف تو درهم می‌رود

در جهان صد خون به یک دم می‌رود

تا بدیدم زلف تو ای جان و دل

دل ز دستم رفت و جان هم می‌رود

دل ندارم تا غم زلفت خورم

وین سخن از جان پر غم می‌رود

آسمان از اشتیاق روی تو

همچو زلفت پشت پر خم می‌رود

دل در اندوه تو مرد و این بتر

کز پی دل جان به ماتم می‌رود

می‌دهی دم می‌ستانی جان من

راستی بیعی مسلم می‌رود

هر زمانی توبه‌ای می‌بشکنی

توبه الحق با تو محکم می‌رود

ناز کم کن زانکه تا خطت دمید

آنچه می‌رفتت کنون کم می‌رود

خون مخور عطار را کز شوق تو

با دلی پر خون ز عالم می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۸گر نسیم یوسفم پیدا شود
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۹هر گدایی مرد سلطان کی شود
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۰چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۱هر که صید چون تو دلداری شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۲یک حاجتم ز وصل میسر نمی‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۳ای کوی توام مقصد و ای روی تو مقصود
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۴هرچه در هر دو جهان جانان نمود
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۵رُهبان دَیْر را سببِ عاشقی چه بود؟
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.