پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۵

رُهبان دَیْر را سببِ عاشقی چه بود؟

کاو روی راز دیر به خَلقان نمی‌نمود

از نیستی دو دیده به کس می‌نکرد باز

وز راستی روانِ خلایق همی‌ربود

چون در فتاد در محنِ عشق زان سپس

در مهر دل عبادتِ عیسی همی‌شنود

در ملّتِ مسیح روا نیست عاشقی

او عاشق از چه بود و چرا در بلا فزود

مانا که یارِ ما به خرابات برگذشت

وز حالِ دل، به نغمه، سرودی همی‌سرود

می‌گفت:«هر که دوست کند، در بلا فتد

عاشق زیان کند دو جهان از برای سود‌»

رهبان طواف دیر همی‌کرد ناگهان

که‌آوازِ آن نگارِ خراباتیان شنود

بَرشد به بام دیر، چو رخسار او بدید

از آرزوش روی به خاک‌ اندرون بسود

دیوانه شد ز عشق و برآشفت در زمان

زنجیرِ نَعتِ صورتِ عیسیٰ بُرید زود

آتش به دیر درزد و بتخانه درشکست

وز سقفِ دیرِ او به سما بر رسید دود

باده ز دستِ دوست دمادم همی‌کشید

زنگِ بلا ز ساغر و مطرب همی‌زدود

سرمست و بی‌قرار همی‌گفت و می‌گریست‌:

‌«ناکردنی بکردم تا بودنی ببود»

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۷برق عشق از آتش و از خون جهد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۸زلف را چون به قصد تاب دهد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۹یک شکر زان لب به صد جان می‌دهد
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۰هر که را ذوق دین پدید آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۱یا دست به زیر سنگم آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۲عشق تو به جان دریغم آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۳سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۴هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.