پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۱

یا دست به زیر سنگم آید

یا زلف تو زیر چنگم آید

در عشق تو خرقه درفکندم

تا خود پس ازین چه رنگم آید

هر دم ز جهان عشق سنگی

بر شیشهٔ نام و ننگم آید

آن دم ز حساب عمر نبود

گر بی تو دمی درنگم آید

چون بندیشم ز هستی تو

از هستی خویش ننگم آید

چون زندگیم به توست بی تو

صحرای دو کون تنگم آید

تا مرغ تو گشت جان عطار

عالم ز حسد به جنگم آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۳سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۴هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۵یک ذره نور رویت گر ز آسمان برآید
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۶چو از جیبش مه تابان برآید
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۷چو نقاب برگشائی مه آن جهان برآید
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۸گر نه از خاک درت باد صبا می‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۹دلبرم رخ‌گشاده می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۰صبح از پرده به در می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.