پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۷

چو نقاب برگشائی مه آن جهان برآید

ز فروغ نور رویت ز جهان فغان برآید

همه دُورهای عالم بگذشت و کس ندانست

که رخ چو آفتابت ز چه آسمان برآید

ز دو لعل جان‌فزایت دو جهان پر از گهر شد

چو تو گوهری ندانم ز کدام کان برآید

دل و جان عاشقانت ز غمت به جوش آید

چو ز سر سینه نامت به سر زبان برآید

ره عشق چون تویی را که سزد، کسی که بیخود

چو فرو شود به کویت ز همه جهان برآید

چه ره است این که هرکس که دمی بدو فروشد

نه ازو خبر بماند نه ازو نشان برآید

همه عمر عاشق تو شب و روز آن نکوتر

که ز کفر و دین بیفتد که ز خان و مان برآید

ز حجاب اگر برآیی برسند خلق در تو

پس از آن دم اناالحق ز جهانیان برآید

منم و غم تو دایم که کسی که در غم تو

به تو در گریخت غمگین، ز تو شادمان برآید

چو غم تو هست جانا چه غمم بود که دل را

غم تو به غمگساری ز میان جان برآید

ز پی تو جان عطار اگرش قبول باشد

ز مکان خلاص یابد چو به لامکان برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۹دلبرم رخ‌گشاده می‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۰صبح از پرده به در می‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۱آن ماه برای کس نمی‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۲آن روی به جز قمر که آراید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۳تشنه را از سراب چگشاید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۴دو جهان بی‌توام نمی‌باید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۵گر رخ او ذره‌ای جمال نماید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۶رخت را ماه نایب می‌نماید
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.