پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۶

رخت را ماه نایب می‌نماید

خطت را مشک کاتب می‌نماید

رخت سلطان حسن یک سوار است

که دو ابروش حاجب می‌نماید

رخت را صبح صادق کس ندیده است

اگرچه صد عجایب می‌نماید

چو در عشق تو ، صادق نیست یک تن

همیشه صبح کاذب می‌نماید

ندانم تا چو رویت آفتابی

مشارق یا مغارب می‌نماید

چو زلفت نیز زناری به صد سال

نه رهبان و نه راهب می‌نماید

چه شیوه دارد آخر غمزهٔ تو

که خون‌ریزیش واجب می‌نماید

ز دیوان جهان هر روز صد خونش

چنین دانم که راتب می‌نماید

عجب برجی است درج دلستانت

که دو رسته کواکب می‌نماید

ز عشقت چون کنم توبه که از عشق

نخستین مست تایب می‌نماید

بسی با عشق تو عقلم چخیده است

ولی عشق تو غالب می‌نماید

دلم بردی و گفتی دل نگه‌دار

که دل در عشق راغب می‌نماید

چگونه دل نگه دارم ز عشقت

که گر دل هست غایب می‌نماید

غم عشقت به جان بخرید عطار

که چون شادی مناسب می‌نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۸سر زلف تو پر خون می‌نماید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۹رخ ز زیر نقاب بنماید
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۰کسی کو هرچه دید از چشم جان دید
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۱قطره گم گردان چو دریا شد پدید
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۲برکناری شو ز هر نقشی که آن آید پدید
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۳تا که گشت این خیال‌خانه پدید
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۴واقعهٔ عشق را نیست نشانی پدید
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۵تا خطت آمد به شبرنگی پدید
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.