پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۴

واقعهٔ عشق را نیست نشانی پدید

واقعه‌ای مشکل است بسته دری بی کلید

تا تو تویی عاشقی از تو نیاید درست

خویش بباید فروخت عشق بباید خرید

پی نبری ذره‌ای زانچه طلب می‌کنی

تا نشوی ذره‌وار زانچه تویی ناپدید

واقعه‌ای بایدت تا بتوانی شنید

حوصله‌ای بایدت تا بتوانی چشید

تا بنبینی جمال عشق نگیرد کمال

تا شنوی حسب حال راست بباید شنید

کار کن ار عاشقی بار کش ار مفلسی

زانکه بدین سرسری یار نگردد پدید

سوخته شو تا مگر در تو فتد آتشی

کاتش او چون بجست سوخته را بر گزید

درد نگر رنج بین کانچه همی جسته‌ام

راست که بنمود روی عمر به پایان رسید

راست که سلطان عشق خیمه برون زد ز جان

یار در اندر شکست عقل دم اندر کشید

هر تر و خشکم که بود پاک به یکدم بسوخت

پرده ز رخ برگرفت پردهٔ ما بر درید

ای دل غافل مخسب خیز که معشوق ما

در بر آن عاشقان پیش ز ما آرمید

تا دل عطار گشت بلبل بستان درد

هر دمش از عشق یار تازه گلی بشکفید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۶در ره عشق تو پایان کس ندید
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۷هنگام صبوح آمد ای هم نفسان خیزید
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۸دل چه خواهی کرد چون دلبر رسید
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۹درد کو تا دردوا خواهم رسید
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۰عقل را در رهت قدم برسید
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۱دوش آمد و ز مسجدم اندر کران کشید
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۲دلم دردی که دارد با که گوید
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۳الا ای زاهدان دین دلی بیدار بنمایید
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.