پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۶

در ره عشق تو پایان کس ندید

راه بس دور است و پیشان کس ندید

گرد کویت چون تواند دید کس

زانکه تو در جانی و جان کس ندید

از نهانی کس ندیدت آشکار

وز هویداییت پنهان کس ندید

بلعجب دردی است دردت کاندرو

تا قیامت روی درمان کس ندید

در خرابات خراب عشق تو

یک حریف آب دندان کس ندید

گوهر وصلت از آن در پرده ماند

کز جهان شایستهٔ آن‌کس ندید

در بیابانت ز چندین سوخته

یک نشان از صد هزاران کس ندید

بس دل شوریده کاندر راه عشق

جان بداد و روی جانان کس ندید

جمله در راهت فرو رفته به خاک

بوالعجب تر زین بیابان کس ندید

خون خور ای عطار و تن در صبر ده

کانچه می‌جویی تو آسان کس ندید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۸دل چه خواهی کرد چون دلبر رسید
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۹درد کو تا دردوا خواهم رسید
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۰عقل را در رهت قدم برسید
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۱دوش آمد و ز مسجدم اندر کران کشید
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۲دلم دردی که دارد با که گوید
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۳الا ای زاهدان دین دلی بیدار بنمایید
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۴قدم درنه اگر مردی درین کار
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۵میی درده که در ده نیست هشیار
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.