پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۵

تا خطت آمد به شبرنگی پدید

فتنه شد از چند فرسنگی پدید

چون ز تنگت نیست رایج یک شکر

جان کجا آید ز دلتنگی پدید

پیش خورشید رخت چون ذره‌ای

عقل ناید از سبک سنگی پدید

در زمستان روی چون گل جلوه کن

تا کند بلبل خوش آهنگی پدید

خون من خوردست چشم شنگ تو

چشم تو تا کی کند شنگی پدید

بی تو عمری صبر کردم وین زمان

اسب صبرم می‌کند لنگی پدید

می‌کشم خواری رنگارنگ تو

آخر آید بو که یک رنگی پدید

طفلکی‌ام هندوی وصلت مکن

هجر را بر صورت زنگی پدید

گر شود عطار خاکت آفتاب

بر درش آید به سرهنگی پدید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۷هنگام صبوح آمد ای هم نفسان خیزید
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۸دل چه خواهی کرد چون دلبر رسید
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۹درد کو تا دردوا خواهم رسید
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۰عقل را در رهت قدم برسید
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۱دوش آمد و ز مسجدم اندر کران کشید
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۲دلم دردی که دارد با که گوید
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۳الا ای زاهدان دین دلی بیدار بنمایید
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۴قدم درنه اگر مردی درین کار
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.