پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۰

عقل را در رهت قدم برسید

هر چه بودش ز بیش و کم برسید

قصهٔ تو همی نبشت دلم

چون به سر می‌نشد قلم برسید

دلم از بس که خون بخورد از او

در همه کاینات غم برسید

بی‌تو از بس که چشم من بگریست

در دو چشمم ز گریه نم برسید

جان همی خواند عهدنامهٔ تو

چون به نامت رسید دم برسید

دل چو بنواخت ارغنون وصال

زود بگسست و زیر و بم برسید

در دمی ، دل ز نقش سکهٔ عشق

نقش مطلق شد و درم برسید

عقل عطار چون ره تو گرفت

ره به سر می‌نشد قلم برسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۲دلم دردی که دارد با که گوید
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۳الا ای زاهدان دین دلی بیدار بنمایید
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۴قدم درنه اگر مردی درین کار
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۵میی درده که در ده نیست هشیار
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۶اگر خورشید خواهی سایه بگذار
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۷از پس پردهٔ دل دوش بدیدم رخ یار
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۸درآمد دوش ترکم مست و هشیار
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۹بردار صراحیی ز خمار
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.