پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۶

اگر خورشید خواهی سایه بگذار

چو مادر هست شیر دایه بگذار

چو با خورشید هم‌تک می‌توان شد

ز پس در تک زدن چون سایه بگذار

چو همسایه است با جان تو جانان

بده جان و حق همسایه بگذار

تو را سرمایهٔ هستی بلایی است

زیانت سود کن سرمایه بگذار

چو مردان جوشن و شمشیر برگیر

نه‌ای آخر چو زن پیرایه بگذار

فلک طشت است و اختر خایه در طشت

خیال علم طشت و خایه بگذار

فروتر پایهٔ تو عرش اعلاست

تو برتر رو فروتر پایه بگذار

فرید از مایهٔ هستی جدا شد

تو هم مردی شو و این مایه بگذار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۸درآمد دوش ترکم مست و هشیار
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۹بردار صراحیی ز خمار
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۰ای عشق تو کیمیای اسرار
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۱در عشق تو گم شدم به یکبار
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۲اشک ریز آمدم چو ابر بهار
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۳عشق آبم برد گو آبم ببر
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۴ای در درون جانم و جان از تو بی‌خبر
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۵ای تو را با هر دلی کاری دگر
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.