پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۴

ای در درون جانم و جان از تو بی‌خبر

وز تو جهان پر است و جهان از تو بی‌خبر

چون پی برد به تو دل و جانم؟ که جاودان

در جان و در دلی دل و جان از تو بی‌خبر

ای عقل پیر و بخت جوان، گَردِ راه تو

پیر از تو بی‌نشان و جوان از تو بی‌خبر

نقش تو در خیال و خیال از تو بی‌نصیب

نام تو بر زبان و زبان از تو بی‌خبر

از تو خبر به نام و نشان است خلق را

وآنگه همه به نام و نشان از تو بی‌خبر

جویندگان جوهر دریای کُنهِ تو

در وادی یقین و گمان از تو بی‌خبر

چون بی‌خبر بود مگس از پَرّ جبرئیل

از تو خبر دهند و چنان از تو بی‌خبر

شرح و بیان تو چه کنم؟ زان‌که تا ابد

شرح از تو عاجز است و بیان از تو بی‌خبر

عطار اگرچه نعرهٔ عشق تو می‌زند

هستند جمله نعره‌زنان از تو بی‌خبر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۶پیر ما می‌رفت هنگام سحر
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۷آتش عشق تو دلم، کرد کباب ای پسر
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۸نیست مرا به هیچ رو، بی تو قرار، ای پسر!
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۹جان به لب آوردم ای جان درنگر
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۰گر ز سر عشق او داری خبر
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۱باد شمال می‌وزد، طرهٔ یاسمن نگر
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۲ساقیا گه جام ده گه جام خور
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۳چون پیشهٔ تو شیوه و ناز است چه تدبیر
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.