پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۹

جان به لب آوردم ای جان درنگر

می‌شوم با خاک یکسان درنگر

چند خواهم بود نی دنیا نه دین

عاجز و فرتوت و حیران درنگر

دور از روی تو کار خویش را

می‌نبینم روی درمان درنگر

می‌فروشم آبروی خویشتن

بر درت چون خاک ارزان درنگر

گر نگه کردن به من ننگ آیدت

سوی من از دیده پنهان درنگر

تا فتادم از تو یوسف‌روی دور

مانده‌ام در چاه و زندان درنگر

بی سر زلف تو چون دیوانه‌ای

سر نهادم در بیابان درنگر

چون به جز تو ننگرم من در دو کون

تو به من نیز آخر ای جان درنگر

عشق در وصل تو عطار را

کرد غرق بحر هجران درنگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۱باد شمال می‌وزد، طرهٔ یاسمن نگر
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۲ساقیا گه جام ده گه جام خور
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۳چون پیشهٔ تو شیوه و ناز است چه تدبیر
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۴گرفتم عشق روی تو ز سر باز
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۵عشق تو مرا ستد ز من باز
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۶ای دل ز دلبران جهانت گزیده باز
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۷هر که زو داد یک نشانی باز
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۸هر که سر رشتهٔ تو یابد باز
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.