پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۶

ای دل ز دلبران جهانت گزیده باز

پیوسته با تو و ز دو عالم بریده باز

خورشید کز فروغ جمالش جهان پر است

هر روز پیش روی تو بر سر دویده باز

هر شب سپهر پردهٔ زربفت ساخته

رویت به دست صبح به یکدم دریده باز

بدری که در مقابل خورشید آمدست

از خجلت رخت به هلالی رسیده باز

در پای اسب خیل خیال تو آفتاب

زربفت هر شبانگهیی گستریده باز

از شوق ابروی و رخ تو ماه ره نورد

صد ره تمام گشته و صد ره خمیده باز

گر زاهد زمانه ببیند جمال تو

از دامن تو دست ندارد کشیده باز

چون از برای روی تو خون می‌خورد دلم

آن خون از آن نهاد به روی و به دیده باز

لعل شکر فروش تو بخشیده یک شکر

عطار را ز دست مشقت خریده باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۸هر که سر رشتهٔ تو یابد باز
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۹ای روی تو شمع پردهٔ راز
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۰ای شیوهٔ تو کرشمه و ناز
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۱ذره‌ای دوستی آن دمساز
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۲جان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوز
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۳عمر رفت و تو منی داری هنوز
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۴چند جویی در جهان یاری ز کس
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۵آفتاب عاشقان روی تو بس
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.