پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۵

آفتاب عاشقان روی تو بس

قبلهٔ سرگشتگان کوی تو بس

ترکتاز هر دو عالم را به حکم

یک گره از زلف هندوی تو بس

آب حیوان را برای قوت جان

یک شکر از درج لولوی تو بس

جملهٔ عشاق را سرمایه‌ها

طاق آوردن ز ابروی تو بس

صد سپاه عقل پیش اندیش را

یک خدنگ از جزع جادوی تو بس

شیرمردان را شکار آموختن

از خیال چشم آهوی تو بس

آنکه او بر باد خواهد داد دل

یک وزیدن بادش از سوی تو بس

در ره تاریک زلفت عقل را

روشنی یک ذره از روی تو بس

درگذشتم از سر هر دو جهان

زانکه ما را یک سر موی تو بس

گر ز عطارت بدی دیدی بپوش

عذر خواهش روی نیکوی تو بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۷دوش آمد و گفت از آن ما باش
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۸ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۹غیرت آمد بر دلم زد دور باش
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۰گر مرد رهی ز رهروان باش
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۱در عشق تو من توام تو من باش
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۲منم اندر قلندری شده فاش
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۳دستم نرسد به زلف چون شستش
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۴بیچاره دلم که نرگس مستش
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.