پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۹

غیرت آمد بر دلم زد دور باش

یعنی ای نااهل ازین در دور باش

تو گدایی دور شو از پادشاه

ورنه بر جان تو آید دور باش

گر وصال شاه می‌داری طمع

از وجود خویشتن مهجور باش

ترک جانت گوی آخر این که گفت

کز ضلالت نفس را مزدور باش

تو درافکن خویش و قسم تو ز دوست

خواه ماتم باش و خواهی سور باش

چون بسوزی همچو پروانه ز شمع

دایما نظارگی نور باش

گر می وصلش به دریا درکشی

مست لایعقل مشو مخمور باش

نه چو بی مغزان به یک می مست شو

نه به یک دردی همه معذور باش

ور به دریاها درآشامی شراب

تا ابد از تشنگی رنجور باش

همچو آن حلاج بدمستی مکن

یا حسینی باش یا منصور باش

چون نفخت فیه من روحی توراست

روح پاکی فوق نفخ صور باش

کنج وحدت گیر چون عطار پیش

پس به کنجی درشو و مستور باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۱در عشق تو من توام تو من باش
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۲منم اندر قلندری شده فاش
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۳دستم نرسد به زلف چون شستش
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۴بیچاره دلم که نرگس مستش
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۵اگر دلم ببرد یار دلبری رسدش
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۶آنکه سر دارد کلاهت نرسدش
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۷عشق آن باشد که غایت نبودش
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۸عاشقی نه دل نه دین می‌بایدش
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.