پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۸

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش

بر در دل روز و شب منتظر یار باش

دلبر تو دایماً بر در دل حاضر است

رو در دل برگشای حاضر و بیدار باش

دیدهٔ جان روی او تا بنبیند عیان

در طلب روی او روی به دیوار باش

ناحیت دل گرفت لشگر غوغای نفس

پس تو اگر عاشقی عاشق هشیار باش

نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال

لیک تو باری به نقد ساختهٔ کار باش

در ره او هرچه هست تا دل و جان نفقه کن

تو به یکی زنده‌ای از همه بیزار باش

گر دل و جان تو را دُرّ بقا آرزوست

دم مزن و در فنا همدم عطار باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۰گر مرد رهی ز رهروان باش
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۱در عشق تو من توام تو من باش
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۲منم اندر قلندری شده فاش
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۳دستم نرسد به زلف چون شستش
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۴بیچاره دلم که نرگس مستش
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۵اگر دلم ببرد یار دلبری رسدش
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۶آنکه سر دارد کلاهت نرسدش
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۷عشق آن باشد که غایت نبودش
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.