پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۴

بیچاره دلم که نرگس مستش

صد توبه به یک کرشمه بشکستش

از شوق رخش چو مست شد چشمش

از من چه عجب اگر شوم مستش

دست‌آویزی شگرف می‌بینم

هفتاد و دو فرقه را خم شستش

خورشید که دست برد در خوبی

نتواند ریخت آب بر دستش

چون ماه که رخش حسن می‌تازد

صد غاشیه‌کش به دلبری هستش

صد جان باید به هر دمم تا من

بر فرق کنم نثار پیوستش

جانا دل من که مرغ دام توست

از دام تو دست کی دهد جستش

عقلی که گره‌گشای خلق آمد

سودای رخ تو رخت بربستش

عطار به تحفه گر فرستد جان

فریاد همی کند که مفرستش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۶آنکه سر دارد کلاهت نرسدش
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۷عشق آن باشد که غایت نبودش
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۸عاشقی نه دل نه دین می‌بایدش
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۹چو دربسته است ، درجِ ناپدیدش
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۰بنمود رخ از پرده، دل گشت گرفتارش
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۱ای پیر مناجاتی رختت به قلندر کش
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۲درکش سر زلف دلستانش
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۳هر مرد که نیست امتحانش
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.