پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۱

ای پیر مناجاتی رختت به قلندر کش

دل از دو جهان برکن دردی ببر اندر کش

یا چون زن کم‌دان شو یا محرم مردان شو

یا در صف رندان شو یا خرقه ز سر برکش

چون فتنهٔ آن ماهی چون رهرو این راهی

بار غم اگر خواهی از کون فزون تر کش

خمار و قلندر شو مست می دلبر شو

ور گفت که کافر شو هان تا نشوی سرکش

چون کافر اوباشی هرچند ز اوباشی

با دوست به قلاشی هم دست کنی درکش

گفتی که به عشق اندر گر کشته شوی بهتر

اینک من و اینک سر فرمان بر و خنجر کش

ای دلبر سیمین‌بر گفتی که نداری زر

بی زر نبود دلبر از جان بگذر زر کش

عطار که سیم آرد بر روی چو زر بازد

چون صفوت دین دارد گو درد قلندر کش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۳هر مرد که نیست امتحانش
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۴ای ز عشقت این دل دیوانه خوش
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۵می‌شد سر زلف در زمین کش
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۶آخر ای صوفی مرقع پوش
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۷ترسا بچهٔ شکر لبم دوش
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۸مست شدم تا به خرابات دوش
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۹دلی کامد ز عشق دوست در جوش
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۰ای دل ز جفای یار مندیش
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.